پلانِ آخر

شلاق های عریان

چه می خواهند از جان تب دارم

آنقدر در شبِ رفتن ات

پرسه زده ام

که مرا بنام عابر شبگردت

می شناسند

و التهاب چشمانم را

با طعنه

به تو نسبت می دهند.

مردمان هرزه مغز

از هم نشینی خفاش ها

و غارت تنهایی ام

لذت می برند

و با تمام وقاحت

ردپای خورشید را

محو می کنند

تا بر معجزه ی چشمانت

چیره شوند.

 

پ ن1:

این دیگر فیلم نیست

پلانِ آخر

مرگِ ستاره هاست.

 

پ ن 2:

لطفا پی نوشت اول را مجدد بخوانید.

 

روزگارتان آرام و دلتان شاد

پیشاپیش سال نو مبارک

یا علی

 

نسیم شرق

آخرین روزهای اسفند 93

 

 

/ 0 نظر / 24 بازدید