به نام "تو"

 

روزهای سرد


روزهای سراسر تکرار و سرد


با التهاب دردی کهنه


که انتظار زاییدن مرگ را


با خود می کِشد به دوش.


 ,وقتی تمام نام های نا متناهی جهان


برای خطاب کردنش


محقرند،


من


به جای تمام جاده های تا ابد سرد


برای دیدن ابرهای باردارِ مرطوب


می ایستم


تا "تو"


یگانه نام نجات بخشم را


اسطوره وار


با تراشه های شفاف ابدیت


صدا زنم.


 


******


پ ن:


ایستاده ام در برابرت


شکوه ات


مرا به سکوت وا می دارد


ناله هایم را


بخوان


از خاموشی لب هایم.


 


بداهه-24 بهمن ماه 93
/ 1 نظر / 24 بازدید